تبليغاتX
عشق آسمونی

عشق آسمونی

خدایا؟!؟ هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر ! عمریست گرفته ای، مبادا رها کنی
hekmate elahi

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت18:44توسط نرگس |
baby crying

ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت18:22توسط نرگس |

salam be dustane aziz namazo ruzatun ghabul maro ham

2a befarmayid

- وقتي خونه رو بدون موبايلت ترک ميکني ، استرس همه وجودت رو ميگيره و با سرعت برميگردي که موبايلت رو برداري...، بدون توجه به اينکه حد اقل 10 سال از عمرت رو بدون موبايل گذروندي

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت15:54توسط نرگس |

 

 گرگها خوب بدانند که در ایل غریب           گر پدر مُرد، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

زهرا رهنورد

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت17:2توسط نرگس |

 

* حرف خوش، درب آهنین را باز می کند!

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت21:31توسط نرگس |

 

 

كاش اون قدر خوب بودم كه هیچ وقت دلم از این واون نمی گرفت ،

دلم می گیره حتی از یه اخم .

كاش اون قدر صبور بودم كه تحمل نا ملایمات دیگران برام آسون بود،

به هم می ریزم با كوچكترین بی معرفتی.

كاش اون قدر بخشش داشتم كه جواب بدی ها رو با لبخند بدم،

رو بر می گردونم از اون كه بد كرد.

خدایا بهم صبر بده تا با تلنگری نشكنم و شكر گویی از یادم نره.

كمكم كن اگه نمی تونم خوب باشم حده اقل بد نباشم،

اگه نمی تونم پرواز كنم راه كه می تونم برم ،

اگه نمی تونم محبت كنم حده اقل دلا رو نشكنم

اگه نمی تونم لبخند بزنم حده اقل اخم نكنم

با اونی كه نمی تونم مهربون باشم  بد اخلاق نباشم.

یاد گرفتم نگم سكوت كنم

اما تا كی ......؟؟

                       تا كی نگفته هام نگفته بمونن؟

دلم گریه می خواد.......

دلم بچگی می خواد......

اما شأن من شأن كودكان بی بهانه نیست

شأن خنده ها و گریه های كولیانه نیست

 

خدایا كمك كن هیچ وقت یادم نره كه واسه چی زندگی می كنم

*( زندگی بافتن یک قالی ست با نقش و نگاری که خودت می خواهی)

*

+نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت16:56توسط نرگس |

 

افكارت را از پلیدی ها پاك كن و چنان باش كه هر گاه كسی از تو پرسید در چه فكری هستی ؟ به راحتی و صادقانه برایش بازگو كنی

زندگی همین است!....

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت15:41توسط نرگس |

 

 

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت16:8توسط نرگس |

 

 آسان می شود دلسرد شد

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت11:37توسط نرگس |

 

http://www.findinvis.com/pic/06-03-2009/P/jpeg)%20image012.jpg 

همه ساکت این پیشی ها خوابن sleepysleepy  

   

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت11:30توسط نرگس |